|
نويسنده: احمد صيام رؤوفي
در حدیثی که امام احمد بن حنبل روایت کرده است، انس بن مالک رضیاللهعنه میگوید: (روزی نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) نشسته بودیم. آن حضرت فرمود: اکنون از این ناحیه مردی از اهل بهشت میآید. ناگهان مردی از انصار آمد، در حالیکه محاسن خود را از وضویی که گرفته بود خشک می کرد و کفشهایش را به دست چپ، گرفته بود. او جلو آمد و سلام کرد. فردای آن روز دوباره پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) سخن دیروز را تکرار کرد و ناگهان همان مرد با همان حالت روز قبل، آمد. روز سوم نیز پیامبر ا کرم (صلی الله علیه وسلم) سخن روز گذشته اش را تکرار کرد و باز همان مرد با همان حالت قبلی آمد). هنگامی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم) برخاست و رفت، عبدالله بن عمرو بن العاص رضیاللهعنهما دنبال آن مرد براه افتاد و بعدا چنین تعریف کرد: نزد آن مرد رفتم و گفتم: من با پدرم دچار اختلاف شده و سوگند خورده ام که تا سه روز، نزدش نروم. اگر اجازه بدهید می خواهم به خانه شما بیایمادامه مطلب را حتما بخوانيد













